نوشته شده توسط : شهید گمنام

اين پلاك و استخوان از من به صف جا مانده است 
نقطه پرواز سرخى بود، آنجا مانده است 
من خودم از شوق مى‏رفتم تنم افتاده بود 
در مقام وصل فهميدم كه سرجا مانده است 
بى نشانى را خود من خواستم باور كنيد 
نام گمنامى اگر ديديد تنها مانده است 
من رفيقى داشتم همسنگرم جانباز شد 
دست‏هايش يادگارى پيش مولا مانده است 
آن بسيجى هم كه معبر را برايم باز كرد 
ديدمش آن روز در تشييع بى‏پا مانده است 
يادتان باشد سلاح و كوله و فانسقه‏ام 
زير نور ماه سرخ ، از بهر فردا مانده است 
پاسداريدش مبادا غفلتى خاكسترى 
گيرد عزمى را كه آن از راز زهرا (س) مانده است 




:: بازدید از این مطلب : 330
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 13 دی 1392 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران