بسم الله الرحمن الرحیم
هدف از ایجاد این وبلاگ کار فرهنگی در فضای مجازی است.
حضرت آقا می فرمایند:فرهنگ چیزیست که حاضرم جانم را فدایش کنم.و این اهمیت کار فرهنگی را می رساند.
انشاالله که موفق بشیم.
شهید گمنام
حدود یک ماه پیش یه سفری پیش اومد...ینی قسمت شد،رفتیم مشهد.از اقبال خوب ما اون سه روزی که ما اونجا بودیم حرم و مخصوصا کنار ضریح خیلی خلوت بود.منم تو این فرصت خوب یه گوشه وایسادم و کلی فکر کردم و با امام رضا(ع) درد دل کردم!
داشتم با خودم فکر می کردم،دیدم که ما آدما خیلی نامردیم(البته شما ها رو نمی گم،مسلما کسی که میاد تو همچین وب سایتی چنین آدمی نیست!)ما این همه راه از جاهای مختلف ایران یا بعضیا از جاهای مختلف جهان میایم اینجا تا امام خودمونو زیارت کنیم و حرفامونو بزنیم!
. . . این همه به خودمون زحمت می دیم تا دستمونو بزنیم به ضریح که چی بشه؟!؟که پاک شیم؟!؟ . . . خب آره پاک می شیم!ولی هنر اینه که پاک بمونیم!!! . . . دستمونو می مالیم به ضریح و چند تا قطره اشک و ... چند دیقه بعدش باید بریم!یه نگاه دیگه به هیبت ضریح می کنیم و به سمت کفشداری می ریم.یه بنده ی خدا نشسته و دعا می خونه و تو حال خودش غرقه؛بی هوا پاشو لگد می کنیم و به راهمون ادامه می دیم!آره خب،بی هوا بوده ولی عذر خواهی چیز بدی نیست! . . . داریم از حرم خارج می شیم،بر می گردیم سلام می دیم و ... آهان،حالا از حرم اومدیم بیرون!اینجا دیگه اجباری نیست که چادر سر کنیم،پس چادرمونو در میاریم و با کمال احترام مچاله اش می کنیم و می چپونیمش تو کیف! . . . عجب ارادتی!!! . . . سر خیابون یه پسر بچه میاد جلو و می گه:« ازم یه فال بخر...» اون داره کاسبی می کنه نه گدایی! حالا کسی نبوده که راه درست کاسبیو بهش یاد بده...اونوقت با نگاه تحقیر آمیز ما به نفر بعدی بیشتر اصرار می کنه و یاد می گیره که نون شبشو با گردن کجی جلو این و اون بدست بیاره . . . حالا دیگه خدا بخیر کنه بقیه روزو . . .
یا امام رضا(ع)...حقا که امام رئوفی!!! ما با این همه نا مردی دوباره پا می شیم میایم حرم و دوباره می خوایم که پاک شیم!بعدشم تو میایستی بالای سرمون و دست رأفتتو رو سرمون می کشی . . . ! دیگه نمی دونم چی باید بگم در مقابل این همه لطف...