نوشته شده توسط : شهید گمنام

 

آقایان وخانم ها بخوانند

جوان خیلی آرام ومتین به مرد نزدیک شدوبالحنی مودبانه گفت: ببخشیدآقا!من میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم ولذت ببرم؟مردکه اصلاً توقع چنین حرفی را نداشت وحسابی جاخورده بود،مثل آتشفشان ازجادررفت ومیان بازاروجمعیت،یقه جوان راگرفت وعصبانی،طوری که رگ گردنش بیرون زده بود،اورابه دیوارکوفت وفریادزد:مرتیکه عوضی،مگه خودت ناموس نداری... خجالت نمی کشی؟

جوان اما؛خیلی آرام،بدون اینکه از رفتار وفحشهای مردعصبی شودوواکنشی نشان دهد،همانطور مودبانه ومتین ادامه داد:خیلی عذر میخوام ،فکرنمی کردم این همه عصبی وغیرتی بشین،دیدم به خاطروضع ظاهرخانومتون دارن بدون اجازه نگاه می کنن ولذت می برن،من گفتم حداقل ازشما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم! مردخشکش زد... همانطورکه یقه جوان راگرفته بود،آب دهانش راقورت داد وزیرچشمی زنش رابراندازکرد.

 

 

 

امام علی(ع) می فرمایند:من وفاطمه به محضرمبارک رسول خدا(ص)مشرف شدیم واو رادرحالی که شدیدگریه می کردمشاهده نمودیم. به اوگفتم:پدر ومادرم به فدایت، چه چیزی شما رابه گریه واداشته است؟ فرمود: ای علی درشب معراج که به آسمان رفتم،زنان امت خودرا درعذاب شدیدی دیدم؛ به طوری که آنها رانشناختم ازهمین روبرای آنچه ازشدت عذاب آنها دیدم گریان هستم. بعدفرمود:زنی رادیدم که اورا به موهایش آویزان کرده بودند ومغز سرش می جوشید. زنی رادیدم که گوشت بدنش را می خوردوآتش از زیر آن زبانه می کشید...

حضرت فاطمه(س) خطاب به پدر بزرگوارش فرمود:به من بگو که این زنان چه کرده بودندکه خداوند چنین عذابی رابرای آنان مقررفرموده است؟ حضرت پاسخ داد: آن زنی که او رابه موهایش آویزان کرده بودند.برای این بودکه موهایش را از مردان نامحرم نمی پوشانید. اما آن زنی که گوشت بدنش را می خورد،بدنش را برای مردم زینت می کرد.

منبع:به نقل از کتاب صدف ایمان




:: بازدید از این مطلب : 871
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 27 مرداد 1392 | نظرات (3)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/images/anymous.png
محمد در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام وب جدیدتون مبارک.


خیلی درس قشنگی است.


خیلی تو فکر فرو رفتم.


واقعا عالی بود.
پاسخ:انشاالله که همه مثل شما فکر کنند.

/images/anymous.png
با این دستان کوچک در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
با یکی از اشعارم درباره ی امام زمان(عج) آپم و منتظرتون...
پاسخ:چشم

/images/anymous.png
عبد خدا در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام علیکم نباید به ما خبر میدادید؟ مطلب زیبایی بود. یاعلی
پاسخ:خواهش می کنم.حالا منتظر تغییرات جدید تری هم باشید.


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران